X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 22 بهمن‌ماه سال 1385

 

بس کن آقا مهدی

 

با سلام خدمت دوستان خوبم

 

شاید شما دوستان , سعید را شناخته باشید. همه شما می دانید که در دوستی برای دوستانم از هیچ چیزی دریغ نمی کردم والبته دوستانم هم نسبت به من همینطور بودنند و در این مدت که در خارج از کشوربه سر می برم شاید بر همه دوستان دوری من تا حدودی محسوس بوده باشد ومن هم از دوری شما خیلی دلگیر و دلتنگ هستم .

ولی باید بگویم با اینکه از همه شما دور هستم تقریبا از احوالات شما نسبت به همدیگربیشتر با خبرهستم.

 چه از طریق اینترنت و یا تلفن که به من می زنید یا من باشما تماس می گیرم

خوب با خصوصیاتی که شما در من دیدید با کمترین تغییرات اینجا هم همان سعید بودم وتوانستم که با دوستان زیادی هم در این مقطع کوتاه زمانی درپاریس دوست بشوم .

 

خوب برویم سر اصل مطلب

 

یک موضوعی هست با اینکه من از ایران دورشدم ومی خواستم با رفتن من هم این قضیه بسته شود  و سعی کردم درزمانی که در ایرن هستم این قضیه را تمام کنم ولی متاسفانه با بی مهری وبی رقبتی هرچه تمام تر دوستم مواجه شدم و با گذشت از این موضوع با دلی مالامال ازناراحتی و غم ایران را ترک کردم (شاهد تلا ش های بنده علی وسجاد بودند)  

 

می دانم که اکثر شما از رابطه من و مهدی تا حدودی با خبر هستید البته متاسفانه ...

 

نمی خواهم قضیه رو بیشتر باز کنم  چو حرف زیاد است تا حالا هم قصد نداشتم اینها روبازگو کنم ولی دیگر کاسه صبرم تمام شده با ایمیلی که از یکی از دوستانم به من زده شد و بعد ازحال و احوال این مطلب را برای من نوشه بودنند که در برخوردی که با مهدی در دانشگاه داشتند که صحبتی درباره من شده بود ایشان حسابی به من ناسزا و... نثارکردند.....

 

جای بسی تعجب است ...

 

من نمی دانم در حق ایشان چه کردم والبته تمام تلاشهایم را هم بکار بستم(شاهد موضوع سجاد) که بفهمم. ولی متاسفانه مهدی نخواست که این موضوع بر من هم روشن شود وبا حرفهای چندواسطه وبی مبنا و با قضاوت های یک طرفه خود را صاحب حق و من را گناهکار معرفی کرد .؟؟؟؟

 

شاید تا به حال ازطرف من حرفی دراین مورد نشنیده باشید چون می خواستم این موضوع بین خودمان بماند بازهم ترجیح می دهم خیلی از مسائل رانگویم واین را حق خود می دانم که ازکوچکترین غیبت دراین رابطه بین من ومهدی را به هیچ عنوان حلال نمی کنم و راضی نشوم که دراین موضوع حرفی بین دوستان زده شود ...

 

واین را بگویم مهدی با ...... مشکل دارد و به مشکل برخوردن.

 به من چرا فحش می دهد من که از ایران 9 ماه است دورم وکاری به کارشان ندارم...

 به من چه مربوط است که با شخص دیگری دچار مشکل هستند و شاید هم این مشکل به خودش مریوط است که با دیگران نمی تواند درست برخوردکند و دچار ناراحتی شده است.

 

این مطلب را بگویم که من نخواستم حرفهای که در تهران می شنیدم که مهدی زده است را بازگوکنم که اگر هر کسی از این حرفهای واعمال زشت ایشان با خبرمی شد واقعا جا می خورد کما اینکه یکی از دوستان نزدیک به هردوی ما  از این اعمال ورفتار نسنجیده وکاملا قبیح ایشان دراطلاع هستند و بارها به من این موضوع را گفته است .

 

ودر پایان این مطلب را می گویم که ایشان مشکلشان من نیستم من خیلی وقت است که خودم را از صورت مسله پاک کردم ( با رفتنم از ایران) ومن فکر می کنم  ایشان با اشخاص دیگری غیرازمن مشکل دارند و این موضوع تا جایی که من به نظرم می رسد گریبان گیر حرفهای واعمال ایشان است .

 

 

 

 

الله اعلم بما یعملون

 

 

در آخر کار هم ازخدای متعال خواهانم که من را به راه راست هدایت نماید

 

الهی و ربی من لی غیرک