X
تبلیغات
رایتل
جمعه 12 آبان‌ماه سال 1385


 

   



    لئوناردو داوینچی موقع کشیدن تابلو <شام آخر > دچار مشکل

   بزرگی شد :

می بایست نیکی را به شکل عیسی و بدی را به شکل   یهودا

 یکی از یاران عیسی که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند ٬

تصویر میکرد ! کار را نیمه تمام رها کرد تا مدلهای آرمانیش را پیدا کند ٬

روزی در یک مراسم سرود دسته جمعی ٬ تصویر کامل مسیح را

در چهره یکی از جوانان یافت . جوان را به کارگاهش دعوت کرد و

 ازچهره اش اتود ها و طرح هائی برداشت .

سه سال گذشت . تابلو شام آخر تقریبا تمام شده بود ٬

اما داوینچی هنوز برای یهودا سمبل بدی ٬ مدل مناسبی پیدا نکرده بود .

کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار میاورد که : نقاشی دیواری را

زودتر تمام کند . نقاش پس از روزها جستجو ٬ جوان شکسته و

 ژنده پوش مستی را درجوی آبی یافت ٬بزحمت از دستیارانش خواست

 او را تا کلیسا بیاورند ٬ چون دیگر فرصتی برای طرح برداشتن از

 او نداشت ! گدای مست را که درست نمی فهمید چه خبر است

بکلیسا آوردند . دستیاران سر پا نگه اش داشتند و در همان وضع

داوینچی از خطوط بی تقوایی ٬ گناه و خود پرستی که بخوبی بر آن

 چهره نقش بسته بودند ٬ نسخه بر داری کرد ! وقتی کارش تمام شد

 گدا ٬ که دیگر مستی از سرش پریده بود ٬ با چشمهای باز و آمیزه ای

 از شگفتی و اندوه گفت : من این تابلو را قبلا دیده ام !! داوینچی

 شگفت زده پرسید : کی و کجا ؟ گدا گفت سه سال قبل ٬

پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم ! موقعی که در یک گروه

سرود آواز میخواندم ٬ زندگی پر از رویایی داشتم ٬ هنرمندی

از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره ملکوتی عیسی

سمبل نیکی بشوم ٬ می توان گفت نیکی و بدی یک چهره دارند !‌

همه چیز به این بستگی دارد

             که هر کدام چه موقع سر راه و انتخاب انسان قرار گیرد !

                                                  << پائولو کوئیلو >>